حقوق بالا می‌رود، قدرت خرید پائین می‌آید/ تبریک روز کارمند به فردی‌که حقوقش به آخر ماه نمی‌رسد!

حقوق بالا می‌رود، قدرت خرید پائین می‌آید/ تبریک روز کارمند به فردی‌که حقوقش به آخر ماه نمی‌رسد!

گروه استان‌ها - روز کارمند را می‌شود با یک جمله تبریک گفت و از کنار آن گذشت؛ اما اگر قرار باشد این روز فقط یک مناسبت تقویمی نباشد، باید درباره حال کارمند ایرانی حرف زد و از وی پرسید که آیا درآمدش تا دریافت حقوق بعدی دوام می‌آورد یا نه؟!

به گزارش خبرنگار تابناک در استان اصفهان، کارمند فردی است که صبح به محل کار می‌رود، ساعت‌های مشخصی کار می‌کند، مسئولیت می‌پذیرد، قسط می‌دهد، اجاره می‌پردازد، برای فرزندش هزینه تحصیل و درمان می‌کند و در نهایت ماه را با این نگرانی به پایان می‌رساند 

امروز شاید مهم‌ترین تفاوت کارمند با گذشته، نه در عدد فیش حقوقی، بلکه در فاصله میان «حقوق اسمی» و «قدرت خرید واقعی» او باشد. حقوق‌ها روی کاغذ هر سال افزایش پیدا می‌کنند، اما وقتی قیمت کالاها، خدمات، مسکن، خودرو، طلا و ارز با سرعت بیشتری حرکت می‌کنند، افزایش حقوق لزوماً به معنای بهتر شدن زندگی نیست. در سال ۱۴۰۵ نیز ضریب حقوق کارکنان دولت ۲۰ درصد افزایش یافته و حداقل حکم کارگزینی به حدود ۱۸.۷ میلیون تومان رسیده است.

درباره کسی که صبح به محل کار می‌رود، ساعت‌های مشخصی کار می‌کند، مسئولیت می‌پذیرد، قسط می‌دهد، اجاره می‌پردازد، برای فرزندش هزینه تحصیل و درمان می‌کند و در نهایت ماه را با این نگرانی به پایان می‌رساند 

حالا کافی است همین عدد را با زبان بازار ترجمه کنیم. با دلار ۲۰۰ هزار تومانی، حقوق ۱۸.۷ میلیون تومانی چیزی حدود ۹۳ دلار می‌شود. یعنی اگر یک کارمند تمام حقوق یک ماه خود را، بدون پرداخت حتی یک ریال برای اجاره خانه، خوراک، رفت‌وآمد، درمان و سایر هزینه‌ها، کنار بگذارد، باز هم به ۱۰۰ دلار نمی‌رسد. البته این نکته هم باید بیان شود که این حقوق، دریافتی مبنای یک کارمند است و معمولا پارامترهایی به آن اضافه می شود که حقوق یک کارمند را بالاتر می برد و به یکی دو برابر این عدد می رسد.

با این وجود این محاسبه قرار نیست بگوید زندگی کارمند باید با دلار سنجیده شود. اتفاقاً زندگی مردم با نان و مسکن و آموزش و درمان سنجیده می‌شود، نه با دلار. اما دلار و طلا دو «دماسنج» مهم برای نشان دادن افت ارزش پول ملی هستند. وقتی درآمد یک فرد به تومان افزایش پیدا می‌کند اما در برابر دارایی‌هایی که ارزش خود را حفظ کرده‌اند، کوچک‌تر می‌شود، معنایش این است که دستمزد او از رشد هزینه فرصت زندگی عقب مانده است.

طلا تصویر تلخ‌تری ارائه می‌دهد. اگر هر گرم طلا را ۲۲ میلیون تومان در نظر بگیریم، حقوق ۱۸.۷ میلیون تومانی حتی به اندازه یک گرم طلا هم نیست. یعنی کارمندی که یک ماه کامل کار می‌کند، اگر بخواهد تمام حقوقش را به دارایی‌ای تبدیل کند که در سال‌های تورمی ارزش پول را بهتر حفظ کرده، حتی توان خرید یک گرم طلا را هم ندارد.

البته مقایسه حقوق با طلا نباید به این معنا باشد که همه کارمندان باید حقوقشان را طلا کنند. مسئله جای دیگری است: حقوق کارمند دیگر به سختی می‌تواند برای او امکان پس‌انداز و ساختن آینده ایجاد کند. این شاید بزرگ‌ترین تغییر در زندگی طبقه حقوق‌بگیر باشد.

در گذشته، حتی اگر حقوق چندان بالا نبود، یک کارمند می‌توانست با صرفه‌جویی، بخشی از درآمدش را کنار بگذارد؛ برای خرید خانه برنامه‌ریزی کند، خودرو بخرد، برای ازدواج فرزندش پس‌انداز داشته باشد یا بعد از چند سال کاری، اندوخته‌ای برای روزهای سخت ایجاد کند. امروز اما بخش بزرگی از درآمد پیش از آنکه به مرحله «پس‌انداز» برسد، صرف هزینه‌های جاری می‌شود.

اجاره خانه یکی از مهم‌ترین نمونه‌هاست. کارمندی که بخش قابل توجهی از حقوق خود را صرف اجاره می‌کند، عملاً باقیمانده درآمدش را باید میان خوراک، حمل‌ونقل، درمان، آموزش، پوشاک و سایر هزینه‌ها تقسیم کند. در چنین شرایطی، پس‌انداز دیگر یک انتخاب نیست؛ به یک رؤیا تبدیل می‌شود.

حتی خریدهای کوچک نیز معنای دیگری پیدا کرده‌اند. یک خرید که زمانی بخشی عادی از سبد مصرفی خانواده بود، امروز می‌تواند نیازمند چند روز یا حتی چند هفته صرفه‌جویی باشد. سفر، رستوران، خرید لوازم خانه، تعمیر خودرو یا حتی تهیه یک وسیله ساده برای فرزند، همه از «هزینه‌های معمول زندگی» به «هزینه‌های قابل بررسی و حذف‌شدنی» تبدیل شده‌اند.

این همان جایی است که کاهش قدرت خرید خودش را نشان می‌دهد؛ نه در یک نمودار اقتصادی، بلکه در تصمیم‌های روزمره مردم.

کارمند امروز شاید هنوز همان عنوان شغلی را داشته باشد، همان میز را در اختیار داشته باشد و حتی حقوقش نسبت به چند سال قبل چند برابر شده باشد، اما پرسش اصلی این است که با آن حقوق چه مقدار از زندگی گذشته را می‌تواند تکرار کند؟

اگر حقوق ۱۰ سال قبل با یک سطح مشخص از درآمد امکان اجاره خانه، تشکیل خانواده، خرید خودرو و اندکی پس‌انداز را فراهم می‌کرد، امروز چند برابر شدن عدد حقوق لزوماً همان توان را ایجاد نمی‌کند. تورم فقط قیمت‌ها را بالا نمی‌برد؛ قدرت انتخاب انسان را هم محدود می‌کند و این شاید مهم‌ترین مسئله‌ای باشد که در روز کارمند باید درباره آن حرف زد.

کارمند، تنها دریافت‌کننده حقوق نیست؛ او بخشی از سرمایه انسانی کشور است. وقتی درآمد واقعی او کاهش پیدا می‌کند، پیامد آن فقط نارضایتی یک فرد یا یک خانواده نیست. کاهش قدرت خرید می‌تواند بر انگیزه کاری، کیفیت زندگی، تصمیم برای ازدواج و فرزندآوری، تمایل به مهاجرت، کیفیت آموزش و حتی میزان مشارکت اجتماعی اثر بگذارد.

کارمندی که دائماً نگران اجاره خانه و هزینه‌های ضروری زندگی است، طبیعی است که بخشی از انرژی ذهنی خود را به تأمین معاش اختصاص دهد. در چنین شرایطی، انتظار افزایش بهره‌وری و خلاقیت بدون توجه به امنیت اقتصادی، انتظار ساده‌ای نیست.

از سوی دیگر، نباید همه کارمندان را یکسان دید. حقوق یک کارمند تازه‌کار با کارمند باسابقه، متخصص با نیروی عمومی، تهران با شهرهای کوچک و فرد مجرد با کارمند دارای چند فرزند تفاوت‌های جدی دارد. بنابراین وقتی از «حقوق کارمند» حرف می‌زنیم، باید بدانیم یک عدد واحد نمی‌تواند تصویر کاملی از وضعیت معیشتی این گروه ارائه کند.

اما یک واقعیت میان همه آنها مشترک است: وقتی تورم از رشد درآمد جلو می‌زند، حتی افزایش حقوق هم ممکن است نتواند حس بهبود معیشت ایجاد کند.

اینجاست که بحث افزایش حقوق از یک موضوع حسابداری به یک مسئله اجتماعی تبدیل می‌شود. اگر هر سال درصدی به حقوق اضافه شود اما قیمت کالاها و خدمات با سرعت بیشتری افزایش یابد، در نهایت کارمند با فیش حقوقی بزرگ‌تر، اما زندگی کوچک‌تری روبه‌رو خواهد بود.

امروز، در روز کارمند، شاید بهتر باشد به جای آنکه فقط بگوییم «حقوق‌ها افزایش پیدا کرده‌اند»، بپرسیم: قدرت خرید چقدر افزایش پیدا کرده است؟

این دو جمله یکی نیستند. افزایش حقوق، عدد روی فیش را تغییر می‌دهد؛ افزایش قدرت خرید، کیفیت زندگی را. دلار ۲۰۰ هزار تومانی و طلای ۲۲ میلیون تومانی صرفاً اعداد بازار نیستند. آنها نشانه‌هایی هستند از اینکه پول ملی تا چه اندازه توان خرید دارایی‌ها و کالاهای باارزش را از دست داده است. در چنین اقتصادی، کارمند حقوق‌بگیر اگر فقط به افزایش اسمی حقوق نگاه کند، ممکن است تصور کند درآمدش رشد کرده است؛ اما وقتی همان درآمد را با مسکن، طلا، ارز یا حتی هزینه‌های روزمره مقایسه می‌کند، تصویر کاملاً متفاوتی می‌بیند.

روز کارمند بنابراین می‌تواند فرصتی برای یک قدردانی واقعی‌تر باشد؛ قدردانی‌ای که فقط با پیام تبریک و مراسم اداری تمام نشود. اگر قرار است از کارمند تقدیر کنیم، باید درباره قدرت خرید او، امنیت شغلی، امکان پس‌انداز، دسترسی به مسکن و چشم‌انداز آینده‌اش هم صحبت کنیم.

کارمند زمانی می‌تواند با آرامش بیشتری کار کند که بداند حاصل یک ماه تلاشش فقط برای زنده ماندن تا دریافت حقوق بعدی مصرف نمی‌شود. زمانی می‌توان از بهره‌وری و انگیزه سخن گفت که حقوق، علاوه بر تأمین نیازهای امروز، امکان ساختن بخشی از فردا را هم فراهم کند.

شاید بهترین تبریک روز کارمند امسال همین باشد: اینکه به جای نگاه کردن به عدد حقوق، به ارزش واقعی کاری که کارمند انجام می‌دهد و قدرت خرید درآمدی که دریافت می‌کند نگاه کنیم. چون کارمند فقیرتر لزوماً کسی نیست که حقوق کمتری می‌گیرد؛ گاهی کسی است که حقوقش بیشتر شده، اما با همان حقوق، هر روز چیزهای کمتری می‌تواند بخرد.

و این، تفاوت میان «حقوق بیشتر» و «زندگی بهتر» است؛ تفاوتی که امروز، با دلار ۲۰۰ هزار تومانی و طلای ۲۲ میلیون تومانی، بیش از همیشه به چشم می‌آید.

منبع : تابناک

0 دیدگاه

ارسال دیدگاه

نیروبیت

رسانه تخصصی حوزه برق الکترونیک و انرژی