زخم کهنه بر پیکر شهر؛ معمای لاینحل پل آذربایجان ارومیه پس از یک دهه

زخم کهنه بر پیکر شهر؛ معمای لاینحل پل آذربایجان ارومیه پس از یک دهه

گروه استان‌ها - پروژه تقاطع غیرهمسطح آذربایجان که قرار بود نماد مدرنیته و روان‌سازی ترافیک در دروازه ورودی ارومیه باشد، اکنون با گذشت بیش از ۱۰ سال از آغاز کلنگ‌زنی، به نمادی از پروژه‌های سوخته و فرسایشی تبدیل شده و این سازه بتنی که قرار بود در کوتاه‌ترین زمان ممکن به بهره‌برداری کامل برسد، میان وعده‌های محقق نشده مسئولان و تغییرات پیاپی مدیریت شهری، به کلافی سردرگم تبدیل شده که آرامش را از شهروندان سلب کرده است.

به گزارش خبرنگار تابناک از استان آذربایجان غربی، در سال ۱۳۹۳، زمانی که کلنگ ساخت بزرگترین پروژه شهری شمال غرب کشور در ورودی شهر ارومیه به زمین زده شد، خوش‌بینی‌های بسیاری برای بهبود وضعیت ترافیکی کریدور بین‌المللی شرق به غرب و جنوب استان وجود داشت. 

قرار بود این پروژه در چهار سطح مختلف، بار ترافیکی سنگین ورودی از سمت تبریز و مهاباد را تقسیم کرده و چهره‌ای نوین به "پاریس ایران" ببخشد.

اما با گذشت زمان، آنچه نصیب مردم ارومیه شد، ترافیک‌های طاقت‌فرسا، گرد و غبار دائمی و وعده‌هایی بود که تاریخ انقضای آنها یکی پس از دیگری سر می‌رسید، این پروژه که روزی قرار بود افتخار مهندسی شهر باشد، حالا در سال ۲۰۲۶ همچنان با نواقص جدی در برخی فاز‌ها و رمپ‌های اتصالی روبروست و بخش‌های تکمیل نشده آن به مرور در حال مستهلک شدن هستند.

وضعیت کنونی پل آذربایجان تنها یک مشکل عمرانی نیست، بلکه به یک چالش اجتماعی و سیاسی در مرکز آذربایجان‌غربی تبدیل شده است و عدم تطابق بودجه‌های تخصیص یافته با سرعت پیشرفت فیزیکی و توقف‌های مکرر در کارگاه ساختمانی، سوالات بسیاری را در ذهن افکار عمومی ایجاد کرده که چرا پروژه‌ای با این درجه از اهمیت، باید چنین سرنوشت تلخی پیدا کند.

میراثی که از شهرداری به شهردار دیگر دست به دست شد

ساخت پروژه آذربایجان در دوران شهرداری محمد حضرت‌پور آغاز شد؛ مدیری که با شعار تحول عمرانی، پروژه‌های بزرگی را کلنگ زد، اما در نهایت با نیمه‌کاره ماندن این پروژه و بروز حواشی مدیریتی، کرسی شهرداری را ترک کرد و از سال ۱۳۹۳ تاکنون، مدیریت شهری ارومیه شاهد تزلزل بی‌سابقه‌ای بوده است.

پس از حضرت‌پور، افرادی همچون آقازاده، مرتضی مهدی‌زاده و سایر سرپرستان و شهرداران بعدی از جمله حسین مهدی‌زاده، هر کدام با وعده "اتمام فوری" کار را تحویل گرفتند و طبق آمار، در طول عمر این پروژه بیش از ۵ تغییر در راس هرم مدیریت شهرداری (اعم از شهردار و سرپرست) رخ داده است که این بی‌ثباتی، ضربه مهلکی به پیوستگی اجرای پروژه وارد کرد.

هر شهردار جدید با تیمی جدید و گاه با اولویت‌های متفاوت بر سر کار آمد، برخی شهرداران به دلیل مشکلات مالی، بودجه پل آذربایجان را به حقوق پرسنل یا پروژه‌های کوچک‌تر اختصاص دادند و برخی دیگر با پیمانکار پروژه به بن‌بست حقوقی رسیدند و این دست‌به‌دست شدن‌های پیاپی باعث شد که عملاً هیچکس مسئولیت نهایی شکست زمانی پروژه را نپذیرد.

در حال حاضر، با وجود گذشت ۱۲ سال از شروع پروژه، هنوز برخی از دسترسی‌های حیاتی و لایه‌های نهایی آسفالت و ایمن‌سازی در برخی فاز‌ها با مشکل مواجه است و عدم ثبات مدیریتی باعث شده تا پیمانکاران نیز اعتماد خود را به سیستم پرداخت‌های شهرداری از دست بدهند و کارگاه را در دوره‌های طولانی به حالت تعطیل یا نیمه‌تعطیل درآورند.

چرا چرخ‌های عمران در آذربایجان نمی‌چرخد؟

اصلی‌ترین دلیل توقف و کندی پروژه آذربایجان، سوءمدیریت در منابع مالی و تورم فزاینده اعلام شده است، پروژه‌ای که با برآورد‌های اولیه چند ده میلیاردی شروع شده بود، حالا با تورم سال‌های اخیر به بودجه‌ای چند هزار میلیاردی نیاز دارد که تامین آن از توان درآمدی شهرداری ارومیه خارج است.

علاوه بر مسائل مالی، اشتباهات در طراحی اولیه و جابجایی تاسیسات زیربنایی (آب، برق، گاز و فیبر نوری) از دیگر موانع بزرگ بود، به گفته کارشناسان، عدم استعلام دقیق از دستگاه‌های خدمات‌رسان پیش از شروع پروژه، باعث شد که در میانه راه، لوله‌های اصلی انتقال آب و گاز مانع از حفاری‌ها شوند و ماه‌ها زمان صرف جابجایی آنها شود.

اختلافات حقوقی میان شهرداری و پیمانکار (شرکت خاتم‌الانبیا و سایر پیمانکاران فرعی) نیز در مقاطع مختلف کار را به تعطیلی کشاند. 

تعدیل قیمت‌ها با توجه به نوسانات ارز و قیمت میلگرد و سیمان، باعث شد پیمانکار مدعی ضرر و زیان سنگین شود و تا زمان دریافت مطالبات، از ادامه فعالیت باز ایستد.

همچنین، فشار افکار عمومی در سال‌های اخیر باعث شد که مدیریت شهری برای فرار از انتقادات، بخش‌هایی از پروژه را به صورت "افتتاح ناقص" بازگشایی کند و این اقدام نه تنها گره ترافیکی را به طور کامل باز نکرد، بلکه باعث شد تمرکز از روی تکمیل نهایی پروژه برداشته شود و نواقص فنی در سایه این افتتاح‌های نمایشی باقی بماند.

ریشه‌یابی کندی پروژه‌های عمرانی در کلانشهر ارومیه

پل آذربایجان تنها نمونه از سریال پروژه‌های طولانی‌مدت ارومیه نیست؛ کمربندی دوم ارومیه و پروژه‌های نیمه‌تمام تفریحی نیز به همین درد مبتلا هستند. 

یکی از ریشه‌های اصلی این وضعیت، "فقدان درآمد‌های پایدار شهری" است، شهرداری ارومیه به شدت به درآمد‌های ناشی از ماده ۱۰۰ و فروش تراکم وابسته است که با رکود مسکن، این منابع خشک شده‌اند.

دومین عامل، دخالت‌های سیاسی و سهم‌خواهی‌ها در شورای شهر است، در سال‌های اخیر، کشمکش‌های داخلی در شورای شهر ارومیه و عدم تفاهم بر سر انتخاب شهردار مقتدر، باعث شده است که نظارت بر پروژه‌های عمرانی به حاشیه برود. وقتی اولویت اعضای شورا به جای نظارت بر پل آذربایجان، جابجایی مدیران مناطق باشد، خروجی بهتری انتظار نمی‌رود.

ساختار سنتی اجرای پروژه و عدم بهره‌گیری از روش‌های نوین تامین مالی یا مشارکت بخش خصوصی نیز مزید بر علت است. 

ارومیه برخلاف کلانشهر‌هایی مانند تبریز یا مشهد، نتوانسته است سرمایه‌گذاران بزرگ را برای تکمیل زیرساخت‌های خود جذب کند و همچنان چشم‌انتظار اعتبارات قطره‌چکانی دولتی یا درآمد‌های محلی است.

در نهایت، نبود یک "طرح جامع مطالعاتی" دقیق قبل از کلنگ‌زنی باعث می‌شود پروژه‌ها در میانه راه با بن‌بست‌های فنی مواجه شوند. پروژه آذربایجان درسی بزرگ برای سیستم مدیریت شهری ایران است که نشان می‌دهد کلنگ‌زنی بدون پشتوانه مالی و فنی محکم، چیزی جز فرسایش سرمایه‌های ملی و بی‌اعتمادی شهروندان به دنبال نخواهد داشت.

انتهای پیام/

منبع : تابناک

0 دیدگاه

ارسال دیدگاه

نیروبیت

رسانه تخصصی حوزه برق الکترونیک و انرژی