از «یک میلیارد دلار» تا یک سؤال ساده
گروه استانهاـ اعلام خبر خط اعتباری یک میلیارد دلاری برای استان، پرسش مهمی درباره منبع، زمان اجرا و پروژههای مشمول این اعتبار ایجاد کرده است.
به گزارش خبرنگار تابناک در کهگیلویه و بویراحمد، نشست رئیس اتاق بازرگانی یاسوج با خبرنگاران بیش از آنکه صرفاً فرصتی برای تشریح دستاوردهای یک رویداد اقتصادی باشد، به میدان طرح پرسشهایی درباره خروجی واقعی این نشست، نقش اتاق در جذب سرمایهگذاری، زیرساختهای فرسوده، همدلی سیاسی و حتی نحوه مواجهه با رسانهها تبدیل شد؛ پرسشهایی که بخشی از پاسخها را باید در آینده و در میدان عمل جستوجو کرد.
از فهرست بلند مهمانان تا کارنامهای که باید سنجیده شود
«عبدالله قبادی»، رئیس اتاق بازرگانی یاسوج، از حضور شمار زیادی از مدیران ملی، اعضای هیئترئیسه اتاق ایران و روسای اتاقهای بازرگانی کشور به عنوان یکی از اتفاقات کمسابقه برای کهگیلویه و بویراحمد یاد کرد؛ اتفاقی که به گفته وی قرار است زمینه معرفی ظرفیتهای استان و ایجاد ارتباط میان نخبگان اقتصادی و مدیران ملی را فراهم کند.
اصل برگزاری چنین نشستی میتواند برای استانی که سالها از ضعف ارتباط مؤثر میان ظرفیتهای داخلی و مراکز تصمیمگیری کشور گلایه داشته، اتفاق مثبتی باشد؛ اما مسئله اصلی اینجاست که تعداد مهمانان و سطح مقاماتی که به استان میآیند، خودبهخود شاخص توسعه نیست.
معیار اصلی باید این باشد که پس از پایان نشست، چه پروژهای وارد مرحله اجرا شده، چه سرمایهای جذب شده، چه مانعی از پیش پای تولیدکننده برداشته شده و چه تصمیمی از سطح حرف به مرحله اقدام رسیده است.
یک میلیارد دلار؛ وعده بزرگ، مسیر نامعلوم
یکی از مهمترین نکات مطرحشده، اعلام آمادگی برای ایجاد خط اعتباری حدود یک میلیارد دلار برای استان بود؛ موضوعی که در صورت تحقق میتواند بسیار مهم باشد، اما هنوز چند سؤال اساسی درباره آن مطرح است: این خط اعتباری دقیقاً از چه منبعی تأمین میشود؟ سهم بخشهای مختلف استان چیست؟ پروژههای مشمول کداماند؟ چه نهادی مسئول پیگیری و تخصیص منابع است و زمانبندی اجرای آن چگونه خواهد بود؟
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که کهگیلویه و بویراحمد کمبود «فهرست ظرفیتها» ندارد؛ مشکل اصلی، تبدیل ظرفیت به پروژه دارای سرمایهگذار، مجوز، زیرساخت و بازار است؛ بنابراین هر وعده مالی بزرگ زمانی ارزش واقعی پیدا میکند که رقم، منبع، پروژه، زمانبندی و مسئول اجرا مشخص باشد.
اتاق؛ تسهیلگر یا موتور جذب سرمایه؟
قبادی در پاسخ به پرسش خبرنگاران، بر جایگاه قانونی اتاق بازرگانی به عنوان مشاور سه قوه و نداشتن اختیار اجرایی تأکید کرد. این توضیح از منظر قانونی قابل توجه است، اما در عین حال انتظار جامعه اقتصادی از اتاق صرفاً اجرای مستقیم پروژه نیست.
اتاق میتواند در شناسایی پروژه، معرفی سرمایهگذار، کاهش موانع اداری، ایجاد ارتباط میان سرمایهگذار و دستگاههای دولتی و پیگیری مصوبات نقش تعیینکنندهای داشته باشد؛ بنابراین وقتی از جذب سرمایهگذار سخن گفته میشود، باید روشن شود که سهم واقعی اتاق در هر پروژه چه بوده و سرمایهگذاری در چه مرحلهای قرار دارد.
نمونه نیروگاه خورشیدی که رئیس اتاق از سرمایهگذاری حدود ۶۰۰ میلیارد تومانی در گچساران به عنوان یکی از نمونههای موفق یاد کرد، میتواند یک مصداق قابل بررسی باشد؛ اما یک نمونه، هرچند ارزشمند، هنوز نمیتواند پاسخگوی پرسش بزرگتر درباره وضعیت کلی سرمایهگذاری در استان باشد.
مشکل زیرساخت؛ همان حلقهای که هنوز مفقود است
شاید مهمترین نقد مطرحشده از سوی خبرنگاران، به فاصله میان ظرفیتهای استان و وضعیت زیرساختها بازمیگشت. رئیس اتاق نیز صراحتاً تأکید کرد که در حوزه راه، فرودگاه و زیرساختهای حملونقل همچنان مشکلات جدی وجود دارد.
این اعتراف در واقع یکی از کلیدیترین نقاط بحث است. اگر قرار است سرمایهگذار وارد استان شود، اما برای دسترسی به پروژه با جادههای نامناسب، محدودیت پروازی و ضعف شبکه حملونقل مواجه باشد، معرفی ظرفیتهای اقتصادی به تنهایی کافی نیست.
از همین رو، شاید پرسش اصلی این باشد که در نشست بزرگ اقتصادی اخیر، برای این گره قدیمی چه تصمیم الزامآوری گرفته شد؟
پاسخ رئیس اتاق این بود که اساساً زیرساخت راه، ریل و فرودگاه در دستور کار اصلی نشست قرار نداشته و تصمیمگیری نهایی در این حوزه در اختیار دولت است. این پاسخ از یک جهت حدود اختیارات اتاق را روشن میکند، اما از سوی دیگر یک خلأ مهم را نشان میدهد: اگر زیرساخت پیششرط جذب سرمایه است، چرا نباید یکی از محورهای جدی رایزنی اقتصادی با مدیران ملی باشد؟
«همدلی سیاسی»؛ شعار مشترک یا آزمون عملی؟
یکی دیگر از محورهای مهم سخنان قبادی، ضرورت کنار گذاشتن اختلافات سیاسی و جمع شدن چهرههای مختلف استان حول محور توسعه بود. وی از چهرههایی با گرایشها و سوابق سیاسی متفاوت نام برد و تأکید کرد که اختلاف سلیقه نباید مانع پیگیری منافع استان شود.
این گزاره در ظاهر محل اختلافی ندارد؛ توسعه اقتصادی به همکاری نیاز دارد و سرمایهگذار نیز پیش از ورود به یک منطقه، به ثبات تصمیمگیری و پیشبینیپذیری توجه میکند.
اما مشکل از جایی آغاز میشود که «همدلی» به یک عنوان تشریفاتی تبدیل شود. همدلی واقعی زمانی سنجیده میشود که نمایندگان، مدیران دولتی، بخش خصوصی و نخبگان استان در یک پروژه مشخص، مسئولیت مشخص بپذیرند و اختلافات سیاسی را در اجرای آن کنار بگذارند.
در غیر این صورت، دور یک میز نشستن چهرهها اگر به تصمیم مشترک و پیگیری مشترک منجر نشود، بیشتر یک تصویر رسانهای خواهد بود تا یک ابزار توسعه.
اندیشکده توسعه؛ آغاز راه، نه پایان آن
رئیس اتاق از راهاندازی «اندیشکده توسعه اقتصادی استان» و گردهم آوردن نخبگان هماستانی مقیم تهران خبر داد. این ایده میتواند یکی از خروجیهای مهم رویداد باشد، مشروط به اینکه اندیشکده به محلی برای برگزاری نشستهای تشریفاتی تبدیل نشود.
استان به فهرست دیگری از جلسات و همایشها نیاز ندارد؛ آنچه کم دارد، بانک اطلاعاتی دقیق پروژهها، اولویتبندی مسائل، تقسیم کار میان نخبگان و دستگاههای اجرایی و نظام مشخص پیگیری تصمیمات است.
اگر اندیشکده بتواند این چهار حلقه را ایجاد کند، میتواند به یک ظرفیت واقعی تبدیل شود؛ در غیر این صورت، سرنوشت آن نیز میتواند شبیه بسیاری از شوراها و کارگروههایی باشد که تشکیل شدند، اما خروجی آنها در زندگی مردم دیده نشد.
مدرسه بازرگانی؛ سرمایهگذاری روی نسل آینده
تصمیم اعلامشده برای احداث «مدرسه عالی بازرگانان و تجار» نیز از دیگر محورهای قابل توجه نشست بود. آموزش تجارت، صادرات، قراردادهای بینالمللی و مهارتهای کسبوکار میتواند در استانی که بخش قابل توجهی از اقتصاد آن همچنان ظرفیت بالفعلنشده دارد، اثرگذار باشد.
با این حال، حتی این طرح نیز نیازمند پاسخ به چند سؤال است: چه تعداد دانشآموز و دانشجو را پوشش میدهد؟ چه مهارتهایی آموزش داده میشود؟ خروجی دورهها چگونه سنجیده خواهد شد و آیا ارتباطی میان آموزش و بازار واقعی کار برقرار میشود؟
رایگان بودن آموزش اگر به تربیت نیروی ماهر و ورود بخشی از آنان به بازار تجارت و تولید منجر شود، یک مزیت است؛ اما تعداد دورهها و تعداد شرکتکنندگان به تنهایی شاخص موفقیت نیست.
رشد ۵۰۰ درصدی کارتهای بازرگانی؛ عددی که نیازمند توضیح بیشتر است
قبادی همچنین از رشد ۵۰۰ درصدی تعداد کارتهای بازرگانی در استان طی دوره مدیریتی خود سخن گفت. این عدد در نگاه نخست قابل توجه است، اما برای ارزیابی دقیقتر باید مشخص شود این رشد از چه عددی آغاز شده و چه میزان از دارندگان کارتهای جدید، واقعاً به تجارت فعال، صادرات و واردات منجر شدهاند.
افزایش تعداد کارت بازرگانی زمانی یک دستاورد اقتصادی محسوب میشود که با رشد ارزش صادرات، افزایش تعداد صادرکنندگان فعال، ایجاد اشتغال و توسعه بنگاههای واقعی همراه باشد؛ بنابراین رشد کارت بازرگانی، بدون سنجش حجم تجارت، ممکن است تنها بخشی از تصویر را نشان دهد.
«مجوز بینام»؛ ایدهای خوب که نباید در بایگانی بماند
طرح آمادهسازی ظرفیتهای دارای مجوز بینام نیز از نکات مثبت مطرحشده بود؛ زیرا یکی از مشکلات سرمایهگذاری در استان، طولانی بودن فرآیندهای اداری و تعدد استعلامهاست.
اگر این طرح واقعاً بتواند پروژههایی را به مرحلهای برساند که سرمایهگذار فقط وارد فرآیند انتخاب و اجرای پروژه شود، میتواند یکی از ابزارهای مؤثر برای کاهش بروکراسی باشد.
اما باز هم معیار سنجش روشن است: چند مجوز بینام آماده شده، چند سرمایهگذار برای آنها پیدا شده و چه تعداد از این پروژهها به مرحله اجرا رسیدهاند؟
رسانهها؛ از نقدپذیری تا مسئلهای که هنوز حل نشده است
بخش دیگری از نشست به نحوه دعوت رسانهها اختصاص یافت؛ موضوعی که از دل آن یک بحث مهمتر درباره شفافیت و رابطه نهادهای اقتصادی با رسانهها بیرون آمد.
در پاسخ به اعتراض خبرنگاران درباره حضور برخی رسانهها و عدم حضور برخی دیگر، توضیحاتی درباره مسئولیت روابط عمومی، تیم تولید محتوا و تصمیم استانداری برای نحوه حضور رسانهها ارائه شد.
فارغ از اینکه مسئولیت نهایی دعوت با کدام مجموعه بوده، اصل موضوع را نمیتوان صرفاً با تقسیم مسئولیت میان اتاق و استانداری تمام کرد. وقتی یک نشست با حضور مدیران ملی برگزار میشود و قرار است از «شفافیت»، «همدلی» و «توسعه» سخن گفته شود، نحوه دسترسی رسانهها به اطلاعات و امکان طرح پرسشهای مستقل نیز بخشی از همین فرآیند است.
نکته مثبت این بود که رئیس اتاق در ادامه، نقد خبرنگاران را پذیرفت و تأکید کرد که مجموعه تحت مدیریت وی نیز بیاشکال نیست. این رویکرد اگر در عمل ادامه پیدا کند، میتواند رابطه اتاق با رسانهها را از روابط صرفاً تبلیغاتی به یک تعامل حرفهایتر تبدیل کند.
ظرفیت زیاد است؛ مسئله هنوز «تبدیل ظرفیت به نتیجه» است
آنچه از مجموعه سخنان رئیس اتاق بازرگانی یاسوج میتوان استخراج کرد، تصویری از استانی با منابع طبیعی، ظرفیت گردشگری، کشاورزی، انرژی، گیاهان دارویی و نیروی انسانی متخصص است؛ تصویری که البته سالهاست در گزارشها، جلسات و سخنرانیهای مختلف تکرار میشود.
تفاوت این دوره باید در جای دیگری خود را نشان دهد؛ جایی که ظرفیتها به سرمایه، سرمایه به پروژه، پروژه به اشتغال و اشتغال به بهبود معیشت مردم تبدیل شود.
رویداد اخیر، اگر بتواند خط اعتباری، مدرسه بازرگانی، اندیشکده توسعه، پروژههای سرمایهگذاری و طرحهای زنجیره ارزش را از مرحله اعلام به مرحله اجرا برساند، میتواند نقطه عطفی برای اتاق بازرگانی یاسوج باشد؛ اما اگر خروجی آن در حد فهرست مهمانان، وعدهها، تفاهمها و جلسات بعدی باقی بماند، باز هم همان فاصله قدیمی میان «ظرفیتهای استان» و «نتایج ملموس» پابرجا خواهد ماند.
کهگیلویه و بویراحمد بیش از هر چیز به تقویم اجرای وعدهها نیاز دارد؛ تقویمی که مشخص کند هر وعده چه زمانی، با چه منابعی، توسط چه نهادی و با چه نتیجهای باید محقق شود. در آن صورت، میتوان درباره موفقیت این رویداد قضاوت کرد؛ نه صرفاً بر اساس تعداد مدیران و مقاماتی که در آن حضور داشتند.
منبع : تابناک
0 دیدگاه
ارسال دیدگاه