اینجا اصفهان، کنسرت بی‌پایان علیرضا قربانی!/ آیا هر تقاضایی باید به تمدید کنسرت منجر شود؟

اینجا اصفهان، کنسرت بی‌پایان علیرضا قربانی!/ آیا هر تقاضایی باید به تمدید کنسرت منجر شود؟

گروه استان‌ها - مساله برگزاری کنسرت یک خواننده در اصفهان، مخالفت با استقبال مردم یا درآمدزایی هنرمند نیست؛ مساله جایی است که «هنر» و «اقتصاد» آن‌قدر به هم نزدیک می‌شوند که مرز میان یک رویداد فرهنگی و یک محصول تکرارشونده کمرنگ می‌شود.

به گزارش خبرنگار تابناک از استان اصفهان، کنسرت علیرضا قربانی در اصفهان که قرار بود در چند شب محدود برگزار شود، حالا به مجموعه‌ای طولانی از اجراهای پیاپی تبدیل شده است؛ اتفاقی که در نگاه نخست نشانه استقبال مخاطبان از موسیقی این خواننده به نظر می‌رسد، اما از زاویه‌ای دیگر پرسش مهمی را پیش می‌کشد: آیا تکرار چندین‌باره یک اجرای واحد در یک شهر، همچنان یک اتفاق هنری است یا به تدریج به مدلی برای بهره‌برداری حداکثری از بازار تبدیل می‌شود؟

مساله، مخالفت با استقبال مردم یا درآمدزایی هنرمند نیست؛ مساله جایی است که «هنر» و «اقتصاد» آن‌قدر به هم نزدیک می‌شوند که مرز میان یک رویداد فرهنگی و یک محصول تکرارشونده کمرنگ می‌شود.

کنسرت در ذات خود یک «رویداد» است؛ اتفاقی محدود، زمان‌مند و تا حدی کمیاب که مخاطب برای تجربه آن هزینه می‌کند. همین محدودیت زمانی و مکانی بخشی از ارزش یک اجرای زنده را شکل می‌دهد. وقتی یک پروژه مشخص برای چند شب روی صحنه می‌رود، مخاطب احساس می‌کند در یک اتفاق فرهنگی ویژه حضور دارد.

اما وقتی همان پروژه برای شب‌های متوالی تمدید می‌شود، سؤال دیگری شکل می‌گیرد: آیا هنوز با یک «رویداد» روبه‌رو هستیم یا صرفاً با تکرار یک محصول موفق؟

در مورد اجرای علیرضا قربانی در اصفهان، ماجرا دقیقاً از همین نقطه قابل بررسی است. اجرا ابتدا برای چند شب برنامه‌ریزی شده بود، اما استقبال مخاطبان باعث تمدید آن شد و تمدیدها ادامه پیدا کرد. طبیعی است که تهیه‌کننده و هنرمند وقتی می‌بینند تقاضا وجود دارد، بخواهند از این فرصت استفاده کنند. در شرایط اقتصادی امروز صنعت موسیقی نیز نمی‌توان از هنرمند انتظار داشت که نسبت به درآمد حاصل از اجرای خود بی‌تفاوت باشد.

اما مسئله اینجاست که فروش بلیت، تنها معیار موفقیت یک پروژه هنری نیست.

اگر قرار باشد هر بار که یک کنسرت با استقبال مواجه شد، تعداد اجراها بدون سقف مشخص افزایش پیدا کند، در نهایت با مدلی مواجه خواهیم شد که در آن مهم‌ترین پرسش دیگر این نیست که «چه چیزی روی صحنه خلق می‌شود؟» بلکه این است که «چند بلیت دیگر می‌توان فروخت؟»

این تغییر زاویه نگاه، برای هنرمندی با جایگاه علیرضا قربانی اهمیت بیشتری دارد.

هر چیزی که فروش می‌رود، الزاماً نباید بیشتر فروخته شود

در بازار کالا، وقتی تقاضا افزایش پیدا می‌کند، تولیدکننده تولید را بالا می‌برد. این منطق اقتصادی کاملاً قابل فهم است. اما هنر دقیقاً یک بازار کالایی معمولی نیست. موسیقی، به‌خصوص موسیقی‌ای که تلاش می‌کند برای خود هویت هنری و فرهنگی بسازد، به مفهوم «کمیابی» و «انتخاب» نیز وابسته است.

یک خواننده می‌تواند در طول یک تور، در چندین شهر اجرا داشته باشد. حتی ممکن است در یک شهر چند شب روی صحنه برود. اما اگر یک اجرای مشخص برای مدت طولانی در یک شهر تکرار شود، خطر فرسایش تجربه هنری وجود دارد.

مخاطب ممکن است به جای اینکه با یک «اتفاق» روبه‌رو شود، احساس کند با یک «محصول» مواجه است که هرقدر بازار کشش داشته باشد، عرضه آن ادامه پیدا می‌کند. این همان جایی است که باید میان موفقیت اقتصادی و اعتبار هنری تفاوت قائل شد.

دنیا هم اجرای طولانی دارد؛ اما با یک تفاوت مهم

ممکن است در دفاع از این مدل گفته شود که خوانندگان مشهور جهان نیز گاهی ده‌ها شب در یک شهر اجرا دارند. این استدلال از نظر اصل موضوع درست است، اما یک تفاوت مهم وجود دارد.

در صنعت موسیقی جهان، اجرای طولانی‌مدت در یک شهر معمولاً در قالبی مشخص و از پیش طراحی‌شده انجام می‌شود؛ چیزی که به آن «اقامت هنری» یا Residency می‌گویند. اما تفاوت اصلی در «تعداد شب‌ها» نیست؛ در تعریف پروژه است.

وقتی یک خواننده از ابتدا اعلام می‌کند که قرار است برای چندین هفته یا ماه در یک سالن مشخص حضور داشته باشد، مخاطب با یک فرمت هنری مشخص مواجه است. این مدل حتی می‌تواند به بخشی از هویت حرفه‌ای خواننده تبدیل شود.

 اما وقتی یک کنسرت چندشبه به دلیل استقبال مرتب تمدید می‌شود، شکل ماجرا متفاوت است. اینجا این پرسش شکل می‌گیرد که آیا تمدیدها بخشی از طراحی هنری پروژه بوده یا صرفاً پاسخ به تقاضای بازار؟ پرسش ساده‌ای است، اما پاسخ آن برای اعتبار صنعت موسیقی ایران مهم است.

قربانی، بیش از یک خواننده معمولی است

موضوع زمانی حساس‌تر می‌شود که درباره علیرضا قربانی صحبت می‌کنیم. قربانی طی سال‌های گذشته تصویری فراتر از یک خواننده صرفاً سرگرم‌کننده برای خود ساخته است. انتخاب شعر، آهنگسازی، ارکستراسیون، همکاری با موزیسین‌های مختلف و حضور در پروژه‌های فرهنگی باعث شده بخش مهمی از جایگاه او بر پایه «هویت هنری» شکل بگیرد. به همین دلیل، مسئله تعداد شب‌های کنسرت او تنها یک مسئله اجرایی نیست.

برای هنرمندی که بخش قابل توجهی از سرمایه حرفه‌ای خود را از مسیر «اعتبار هنری» به دست آورده، نحوه عرضه اثر نیز بخشی از همان اعتبار است. کلاس حرفه‌ای فقط به کیفیت خواندن محدود نمی‌شود؛ به این هم مربوط است که هنرمند چگونه اثر خود را عرضه می‌کند. گاهی یک هنرمند حرفه‌ای باید بتواند در نقطه‌ای بگوید: «همین‌قدر کافی است.» حتی اگر هنوز تقاضا وجود داشته باشد.

آیا مخاطب باید از این اتفاق خوشحال باشد یا منتقد آن؟

پاسخ الزاماً یکی از این دو نیست. از یک طرف، اینکه یک خواننده می‌تواند در اصفهان برای تعداد زیادی اجرا مخاطب جذب کند، اتفاق مهمی است. سال‌هاست درباره تمرکز امکانات فرهنگی و اجرای برنامه‌های بزرگ در تهران صحبت می‌شود. اینکه یک پروژه موسیقی بتواند در یک شهر بزرگ دیگر چنین مخاطبی پیدا کند، نشانه ظرفیت بالای بازار موسیقی در خارج از پایتخت است.

اما از طرف دیگر، همین اتفاق می‌تواند زنگ خطری برای کیفیت باشد. اگر مخاطب بداند یک کنسرت قرار است شب‌های بسیار زیادی ادامه پیدا کند، ارزش «همین حالا باید ببینمش» کاهش پیدا می‌کند و این مسئله فقط درباره مخاطب نیست؛ درباره خود هنرمند هم هست.

اجرای زنده نیازمند انرژی، تمرکز و کیفیت است. هرچه تعداد اجراها افزایش پیدا کند، حفظ کیفیت یکسان در همه شب‌ها دشوارتر می‌شود. اگر قرار است یک پروژه برای مدت طولانی روی صحنه باشد، باید برای این موضوع طراحی حرفه‌ای وجود داشته باشد؛ از تقسیم انرژی خواننده و نوازندگان گرفته تا تغییرات احتمالی در رپرتوار، طراحی صحنه و کیفیت تجربه مخاطب.

در غیر این صورت، تکرار زیاد می‌تواند به جای تقویت برند، آن را فرسوده کند.

خطر تبدیل شدن هنر به «خط تولید بلی»

شاید بزرگ‌ترین نگرانی همین باشد. وقتی یک کنسرت موفق می‌شود، وسوسه تمدید آن کاملاً قابل درک است. سالن آماده است، گروه موسیقی آماده است، تبلیغات انجام شده، مخاطب وجود دارد و هر شب اجرای بیشتر یعنی درآمد بیشتر.

اما اگر همه این معادله‌ها به یک نتیجه ختم شود ــ «تا وقتی بلیت می‌فروشد ادامه بده» ــ آن وقت هنر به تدریج تابع یک منطق صرفاً اقتصادی خواهد شد. البته هیچ‌کس نمی‌تواند با قطعیت بگوید انگیزه برگزارکنندگان یا خود خواننده صرفاً اقتصادی بوده است. چنین ادعایی بدون اطلاع از قراردادها، هزینه‌ها و تصمیم‌های پشت صحنه قابل اثبات نیست. اما تصویری که از بیرون ایجاد می‌شود قابل نقد است.

وقتی یک اجرای مشخص بارها و بارها تمدید می‌شود، ممکن است این تصور برای مخاطب شکل بگیرد که اولویت اصلی، استفاده حداکثری از ظرفیت فروش است و هنرمند حرفه‌ای باید حتی نسبت به چنین تصویری هم حساس باشد.

اصفهان نباید فقط «بازار» دیده شود

اصفهان شهری نیست که صرفاً به عنوان یک بازار بزرگ برای فروش بلیت به آن نگاه شود.  این شهر هویت تاریخی و فرهنگی بسیار قدرتمندی دارد و حضور یک پروژه موسیقایی بزرگ در آن می‌تواند فرصت مهمی برای ساختن یک رویداد فرهنگی واقعی باشد. اگر قرار است یک خواننده برای مدت طولانی در اصفهان حضور داشته باشد، چرا این حضور فقط به اجرای شبانه محدود شود؟ چرا در کنار کنسرت، نشست تخصصی موسیقی، برنامه آموزشی، کارگاه برای هنرجویان، همکاری با نوازندگان محلی یا پروژه‌ای فرهنگی برای شهر تعریف نشود؟ در چنین شرایطی، حتی تعداد زیاد اجراها نیز می‌تواند معنای دیگری پیدا کند.

مسئله این نیست که «بیست شب بد است». مسئله این است که بیست شب برای چه چیزی؟ اگر فقط بیست بار اجرای همان محصول برای بیست بار فروش بیشتر باشد، نقد کاملاً جدی است. اما اگر یک پروژه فرهنگی گسترده شکل گرفته باشد که کنسرت تنها بخشی از آن باشد، ماجرا کاملاً متفاوت خواهد بود.

هنر باید بداند کجا متوقف شود

ماجرای کنسرت علیرضا قربانی در اصفهان شاید بیش از آنکه درباره شخص قربانی باشد، درباره یک روند بزرگ‌تر در موسیقی ایران است؛ روندی که در آن کنسرت به یکی از اصلی‌ترین منابع درآمد هنرمندان تبدیل شده و بازار بلیت، نقش پررنگی در تصمیم‌گیری‌های هنری پیدا کرده است.

این اتفاق به خودی خود بد نیست. موسیقی هم صنعت است و هنرمند باید بتواند از کار خود درآمد داشته باشد. اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که اقتصاد، تنها قطب‌نمای هنر شود. هنرمند بزرگ فقط کسی نیست که بتواند یک سالن را پر کند.

هنرمند حرفه‌ای کسی است که بداند چه زمانی باید روی صحنه برود، چه چیزی باید روی صحنه ببرد و مهم‌تر از همه، چه زمانی باید از صحنه کنار برود.

شاید برای کنسرت اصفهان نیز سؤال اصلی همین باشد: وقتی مخاطب استقبال کرده، وقتی بلیت فروخته شده و وقتی تقاضا همچنان وجود دارد، آیا واقعاً بهترین تصمیم این است که باز هم اجرا اضافه کنیم؟

یا گاهی حفظ شأن و اعتبار یک پروژه هنری، در این است که هنرمند بگوید: «برای این اجرا همین‌قدر کافی است؛ حالا باید اتفاق بعدی را خلق کنیم.» چون اگر قرار باشد یک خواننده هر بار که با استقبال مواجه شد، همان محصول را تا آخرین ظرفیت بازار عرضه کند، دیگر فاصله چندانی میان «صحنه موسیقی» و «خط تولید بلیت» باقی نمی‌ماند.

و شاید این همان مرزی باشد که هنرمندان بزرگ، بیش از همه باید مراقب عبور از آن باشند.

منبع : تابناک

0 دیدگاه

ارسال دیدگاه

نیروبیت

رسانه تخصصی حوزه برق و انرژی