حمله به نیروگاهها برای بسیاری از مردم دلهرهآور بود/ خسارتهای جنگ به صنعت برق در بخشهای دولتی و خصوصی
در بخش نیروگاهی حدود ۲ هزار مگاوات از نیروگاههای دولتی از مدار خارج شد که در کمتر از یک ماه به شبکه بازگشتند. در نیروگاههای خصوصی هم بیش از ۴۷۰۰ مگاوات نیروگاهاز مدار خارج شد. برای درک بهتر نسبت به بزرگی این عدد باید بدانید که این میزان ظرفیت معادل مصرف بیش از ۲ میلیون مشترک یعنی بیش از ۵ میلیون ایرانی است.
به گزارش برق نیوز، «حملات دشمن به اوج خود رسیده بود؛ تهدید صنعت برق و حمله به نیروگاههای کشور هر روز جدیتر میشد؛ فعالین صنعت برق، اما همچنان پای کار بودند. از نیروهای عملیاتی گرفته تا نیروهای ستادی خودشان را به آب و آتش میزدند تا برق کشور به صورت پایدار تامین شود و قطعیهای برق در کمترین زمان ممکن برطرف شود.»
این بخشی از گفتههای مصطفی رجبی مشهدی معاون امور برق و انرژی وزارت نیرو است که میگوید: فعالان این صنعت جان خود را فدا کردند که اقتصاد کشور آسیب نبیند، شبکه برق کشور پایدار بماند و فشار ناشی از قطعی برق به مردم تحمیل نشود. جنگ که تمام شود نوبت ماست که دینِ خود را به اهالی این صنعت ادا کنیم.
او در روایت خود از ایستادگی و مقاومت صنعت برق در تمام دوران جنگ اینگونه سخن میگوید: نیروگاه سیکل ترکیبی نکا در لیست مورد حمله آمریکا قرار گرفته بود، اما کارکنان و کارگران این نیروگاه به جای پناه بردن به پناهگاهها به اتاق فرمان این نیروگاه رفته بودند. اینها همان جانفدایان کشور هستند که حاضر نیستند برق مردم دقیقهای قطع شود، حتی شدن به قیمت از دست دادن جان خود.
او که معتقد است وقت ادای دین ما به صنعت برق رسیده است، ادامه میدهد: شاید نیاز باشد که همراه با بازسازیهای عمرانی، کمی هم حکمرانی خود را تغییر دهیم و شرایط را برای فعالیت بخش خصوصی و سرمایهگذاری بیشتر در این حوزه فراهم کنیم.
سخنگوی صنعت برق بر این باور است که در چنین شرایطی که با ناترازی برق مواجه بوده و بخشی از زیرساختهای ما دچار آسیب شدهاند، تنها رمز موفقیت برای خروج از بحران و جبران ناترازی ورود بخش خصوصی و افزایش سرمایهگذاری از سوی آنهاست.
متن کامل گفتوگوی «نشریه نیرو و سرمایه» با مصطفی رجبی مشهدی معاون وزیر نیرو در امور برق و انرژی، را در ادامه میخوانید:
از دوران جنگ و ساعتهای دلهرهآور آن روزها به ما بگویید؛ به نظر شما صنعت برق در جنگ اخیر چطور عمل کرده است؟
در طول جنگ بسیاری از بخشهای اقتصادی کشور مورد حملات ناجوانمردانه دشمن قرار گرفت. از واحدهای تولیدی، چون صنایع فولادی و پتروشیمی گرفته تا صنایع زیر ساختی، چون پلها، خطوط آهن و فرودگاهها. با وجود خسارتهای زیادی که این حملات به کشور وارد کرد، اما تهدید به حمله و خود حمله به نیروگاهها و زیرساختهای صنعت برق برای بسیاری از مردم بسیار وحشتناک و دلهرهآور بود، این مساله مسئولیت فعالان این صنعت را چند برابر کرده بود.
چرا که صنعت برق، زیرساخت زیرساختهاست و هر گونه آسیب به آن میتواند تمامی بخشها را مورد آسیب و خسارت قرار دهد. از آرامش و رفاه مردم گرفته تا بخشهای تولیدی همچون کشاورزی و صنعت و خدماتی همگی حیاتشان به برق گره خورده، به همین دلیل همکاران ما در طول جنگ بیوقفه پای کار بودند.
همه هدفِ فعالان صنعت برق از بین بردن قطعیهای برق و بازگرداندن پایداری به شبکه در کوتاهترین زمان ممکن بود. همین تلاشها باعث شد که خاموشی برق مشترکان تهران بزرگ در کمتر از یک ساعت برطرف و جریان برق آنها وصل شود.
البته همکاری مردم در مدیریت و کاهش مصرف در طول مدت جنگ هم مثالزدنی بود. حتی برای اینکه شرایط را در استانهایی نظیر تهران، خوزستان، هرمزگان و بوشهر و بخشی از سیستان و بلوچستان که مورد حمله بیشتری واقع شده بودند، به حالت عادی بازگردانیم از سایر استانها برای تامین برقشان کمک گرفتیم؛ چه به لحاظ تجهیزات چه به لحاظ نیروی انسانی و پیمانکاران.
چه خسارتهایی در طول جنگ به صنعت برق در بخشهای دولتی و خصوصی وارد شد؟
در بخش نیروگاهی حدود ۲ هزار مگاوات از نیروگاههای دولتی را از دست دادیم که در کمتر از یک ماه به شبکه بازگشتند. در نیروگاههای خصوصی هم بیش از ۴۷۰۰ مگاوات نیروگاه را از دست دادیم. برای درک بهتر نسبت به بزرگی این عدد باید بدانید که این میزان ظرفیت معادل مصرف بیش از ۲ میلیون مشترک یعنی بیش از ۵ میلیون ایرانی است.
بخش عمدهای از این نیروگاهها برق صنایع پتروشیمی و فولاد را تامین میکردند و البته حدود هزار مگاوات برق نیز توسط آنها به شبکه تزریق میشد. البته در طول این مدت تلاش کردیم تا برق این صنایع تا حد امکان تامین کنیم، اما بخش خصوصی هم مشغول بازسازی نیروگاههای خود هستند تا تولیداتشان هر چه سریعتر به چرخه تولید کشور بازگردند.
چطور با وجود حجم بالای خسارتها به صنعت برق، قطعیهای برق در کمتر از یک ساعت برطرف میشد؟ یعنی هنوز حمله دشمن تمام نشده بود، فعالان صنعت برق به دنبال مرمت و بازسازی بودند؟
اگر شرکتها و مجموعههای صنعت برق، جان پرسنل خود را محور قرار میدادند، شرایط در روزهای جنگ خیلی متفاوت بوده و ساعتهای قطعی برق چند برابر میشد، از طرفی در آن شرایط حساس فشار روانی و اقتصادی بیشتری هم به مردم تحمیل میشد. اما صنعت برق به خصوص بخش خصوصی فداکارانه پای کار ایستاد، هر چند در نهایت تاسف ۱۰ نفر شهید و ۳۴۰ مجروح سخت را داشتیم. تعداد زیادی از این مجروحان همچنان در حال طی کردن دوره درمان خود بوده و هنوز سلامت خود را به دست نیاوردهاند.
به نظر من جانفدایان واقعی، اهالی صنعت برق هستند، هر چند که بسیاری از تلاشهای آنها به صورت کامل دیده نمیشود، اما همه ما به خوبی میدانیم که آنها جان خود را فدا کردند تا شبکه برق کشور پایدار بماند و اقتصاد کشور آسیب کمتری ببیند. تمام تلاش آنها این بود که مردم این شرایط بد را احساس نکرده و قطعی برق شرایط بدتری را به مردم تحمیل نکند.
ارزیابی شما از عملکرد بخش خصوصی در دوران جنگ چیست؟ چقدر در پایداری شبکه و کاهش مدت زمان خاموشیها تاثیرگذار بودند؟
حجم آسیبها زیاد و تامین تجهیزات آسیبدیده در برخی موارد سخت و زمانبر بود. اما بخش خصوصی همانند همیشه همراه دولت بودند. آنها به ما اعلام کردند درب انبارهای ما برای تامین تجهیزات آسیب دیده باز است. حتی کارخانههایی بودند که ما با آنها قراردادی نداشته و قیمت محصولاتشان تعیین نشده بود، با وجود اینها بدون هیچ چشمداشتی به صورت امانی کالاها را در اختیار ما قرار دادند.
در تولید برق هم وضعیت به همین منوال بود و بیش از ۶۰ درصد تولید توسط بخش خصوصی صورت میگرفت. آنها نیز به صورت شبانهروزی پای کار بودند، از جان خود گذشتند تا برق یک سرزمین را تامین کنند، چرا که تنها دغدغهشان تامین آرامش، امنیت و رفاه مردم مردم بود. بخش خصوصی حاضر نبود، حتی دقیقهای قطعی برق مردم را ببیند.
ازطرفی نباید فراموش کنیم که بخش خصوصی در توسعه نیروگاههای خورشیدی و کوچکمقیاس کمک زیادی به ما میکنند. این نیروگاه به نوعی امنیت شبکه را افزایش میدادند که آن را هم تا حد زیادی مدیون بخش خصوصی هستیم.
با توجه به تهدیدهایی که مدام از سوی آمریکا درباره حمله به نیروگاهها میشد، چه تعداد از نیروگاههای کشور در مدار بودند؟
تمام نیروگاهها در دوران جنگ در مدار بودند، مگر آنهایی که تعمیرات دورهای خود را سپری میکردند. حدود ۶۰ هزار مگاوات نیروگاه در آن روزها در مدار بود.
با توجه به تجربه اخیر جنگ، به نظر شما توسعه شبکه برق و ظرفیت تولید برق چه تغییراتی را باید داشته باشیم؟
تامین برق باید بهگونهای صورت گیرد که ضریب خطر در آن کاهش یافته و دشمن نتواند آسیب زیادی را به وارد کند. یکی از این راهکارها ایجاد شبکههای برق به صورت جزیرهای است. به خصوص مراکز حساس نظیر بیمارستان باید برقشان از این طریق تامین کنند.
در حوزه سیاستگذاری چطور؟ همگی به خوبی میدانیم که صنعت برق از سالهای قبل با چالشهای زیادی دست و پنجه نرم میکرده و حالا به همه چالشها، خسارتهای شدید جنگ و هزینههای مالی آن نیز اضافه شده است. آیا زمان بازنگری در این سیاستها نرسیده است؟
اقتصاد ایران طی سالهای اخیر با ترکیبی از رشد اقتصادی پایین و تورم مزمن مواجه بوده است؛ وضعیتی که در ادبیات اقتصادی از آن به عنوان رکود تورمی یاد میشود. این شرایط آثار مستقیمی بر صنعت برق دارد. نخست آنکه منابع مالی دولت برای سرمایهگذاری در توسعه نیروگاهها، شبکه انتقال و نوسازی تجهیزات محدود میشود.
صنعت برق ماهیتی سرمایهبر دارد و توسعه هر هزارمگاوات ظرفیت جدید نیازمند منابع قابلتوجه ارزی و ریالی است. در شرایطی که بودجه عمومی با کسری ساختاری مواجه است، تأمین مالی پایدار پروژههای بزرگ نیروگاهی با دشواری روبهرو میشود. در چنین شرایطی تنها رمز موفقیت از بحران و جبران ناترازی ورود بخش خصوصی و افزایش سرمایهگذاری از سوی آنهاست.
همه مسئولان به خوبی این مساله را میدانند حتی شخص رییس جمهور دستور به حمایت از فعالان و سرمایهگذاران بخش خصوصی صنعت برق داده است؛ وزیر نیرو هم درخواستهای ما را به دولت برده و مصوبات خوبی را هم در دستگاههای ذیربط داشتیم. در حال حاضر آنچه صنعت برق را با چالش مواجه کرده نه مربوط به وزارت نیرو است و نه حتی توانیر، ریشه بسیاری از مشکلات در نهادها و دستگاههای دیگر است.
به همین دلیل من فکر میکنم هماهنگیهایی که بین وزارتخانههای صمت، نفت، نیرو و اقتصاد و دارایی شکل گرفته تا حد زیادی میتواند شرایط را برای سرمایهگذاران و فعالان این حوزه بهبود ببخشد. امیدوارم که همافزایی بیشتر بتوانیم از این شرایط سخت عبور کنیم. البته به طور قطع برای سپری کردن این روزهای سخت باید به صنعت برق کمک کنند.
البته لازم به یادآوری است که در سالهای اخیر، سیاستگذار تلاش کرده سهم معاملات برق در بورس انرژی را افزایش دهد و امکان قراردادهای دوجانبه میان تولیدکنندگان و مصرفکنندگان بزرگ را توسعه دهد. از طرفی بر اساس تکالیف برنامه هفتم نیز سهم معاملات برق از طریق بورس انرژی باید به ۶۰ درصد برسد.
این حرکت به سمت بازارمحوری میتواند چند پیامد مثبت داشته باشد. نخست، کشف قیمت شفافتر و نزدیکتر به واقعیت اقتصادی. دوم، افزایش انگیزه برای سرمایهگذاری خصوصی در نیروگاهها. سوم، امکان مدیریت ریسک قیمتی برای مصرفکنندگان بزرگ از طریق قراردادهای بلندمدت
از طرف دیگر با انجام اصلاحات قانون مانعزدایی صنعت برق گامهایی برای آزادسازی تعرفه برق بخشهای صنعتی و مشترکان خانگی پرمصرف برداشته شده است. با این حال، گذار به نظام بازارمحور نیازمند زیرساخت نهادی و تنظیمگری کارآمد است.
و، اما سخن پایانی شما ...
۲۳ سال است که در کشور دچار بلکاوت یا فروپاشی سراسری شبکه برق نشدهایم؛ این برای ما یک افتخار ملی است که بدون حضور بخش خصوصی ممکن نبود. بخش خصوصی سالها در شرایط سخت تحریم فعالیت کردند، با این وجود، اما امروز فراگیرترین و گستردهترین شبکه خدماتی کشور در اختیار صنعت برق است.
اهالی این صنعت اینبار در جنگ تواناییها و قابلیتهای خود را نشان دادند. فکر میکنم که دیگر زمان آن رسیده که ما نیز دینِ خود را به این صنعت ادا کنیم. شاید نیاز باشد که همراه با بازسازیهای عمرانی، کمی هم حکمرانی خود را تغییر دهیم و شرایط را برای فعالیت بخش خصوصی و سرمایهگذاری بیشتر در این حوزه فراهم کنیم.
منبع : برق نیوز
0 دیدگاه
ارسال دیدگاه